در کلاسهای مصاحبه و گفت و گو ، به دوستانم می گویم هنگام مصاحبه درست مانند طلبه ها عمل کنید وقتی درس استاد تمام می شود و آنها برای جا افتادن درس به مسجد بالاسر در حرم حضرت معصومه "س" یا مسجد گوهرشاد در حرم امام رضا"ع" یا ... می روند. بعد می نشینند و اولین کاری که می کنند این است که اگر موافق حرفهای استاد بوده اند در این جمع می کوشند تا خودشان را مخالف قرار دهند و اشکال "بتراشند" و اگر مخالف هستند سعی می کنند تا دلیل یا دلایلی بر درستی حرف و درس استاد "بیابند". بدین گونه و با این مباحثه جدی و عمقی ، آن حرفها و آن درسها برای همیشه در ذهن و یاد طلبه ها باقی می ماند .

دیشب من هم مثل بسیاری از کسان دیگری که ٢٠ سال است مهندس موسوی را در کسوت سخنران و منتقد و مدعی ریاست ندیده بودند ، نشستم و مشتاقانه به اظهارات او گوش کردم . من از ابتدای سخنان او کوشیدم خودم را به جای حامی و طرفدار او برای مسئولیت ریاست جمهوری قلمداد کنم .

نمی دانم شما که به سخنان مهندس گوش دادید طرفدار او بوده اید یا مخالف او ، اما بگویید که پس از این سخنرانی چه احساسی به شما دست داد؟ من که به عنوان حامی مهندس موسوی خجالت کشیدم.

***

امروز در چند جای مختلف همین سوال را از افراد گوناگون پرسیدم . آنچه در پی می آید دیدگاههای آنها و نیز برخی از آنها نظرات خودم است . تا نظر شما چه باشد :

      

- من آقای موسوی را ندیدم . متولد سال۶٠هستم و وقتی بزرگ شدم از او برایم یک اسطوره ساختند. این سخنرانی تمام آن ابهت و عظمت ذهن ساخته مرا شکست .

- اگر مهندس موسوی در یک برنامه آزاد آزاد تلویزیونی و بدون مخاطب رو در رو این همه تپق بزند ، اگر در اجلاس دوربان دو بود که آنهمه صهیونیستها علیهش شعار می دادند و گوجه فرنگی پرت می کردند ، چه کار می کرد و چگونه خودش را نگه می داشت ؟

- از همه بهتر "اُستان اراک" ش بود !

- اگر بزرگترین اشکال دولت احمدی نژاد ، همین برنج و پرتقالی باشد که وارد کرده است معلوم است بهترین مسئول تاریخ ایران است . مهندس موسوی اشکالی مهمتر از اینها پیدا نکرده بود ؟!

- دوستی که پدرش در عباس آباد تنکابن شالیزار دارد و چندین باغ پرتقال و کیوی : این مشکلی که آقای موسوی گفت مگر مربوط به این دولت می شود ؟ این مشکل از زمان آقای رفسنجانی و خاتمی بوده تا حال . تازه الان بهتر شده است . چرا آقای موسوی آن موقعها ساکت بوده است ؟

- آقای موسوی که می گوید آن مقدار که در این چهار سال احساس خطر کردم در آن ١۶سال قبل نکرده بودم ، چطور تورم٢۴درصدی دوران احمدی نژاد را می بیند اما تورم ۴۵ تا ۴٩ درصدی زمان آقای رفسنجانی را نمی بیند ؟ این است معنای صداقت ؟ چطور در آن موقع ساکت بوده اما الان زبان باز کرده است ؟

- خیلی پوپولیستی صحبت کرد ، خیلی !

- یک عضو گروه سیاسی : آقای موسوی گفت من در زمان آقای هاشمی و آقای خاتمی مشاور آنها بودم و به آنها مشاوره می دادم و در زمان آقای احمدی نژاد هم دو سه بار این کار را کردم ( جمله ناتمام : یعنی مرا تحویل نگرفتند یا نخواستم مشاوره دادنم را ادامه بدهم یا به هر دلیل این کار ادامه پیدا نکرد) . سوال این است : آیا مشاوره دادن دلیل بر پذیرفتن مسئولیت هر آنچیزی است که  در دولتهای آقایان رفسنجانی و خاتمی اتفاق افتاده است یا نه. اگر بله پس باید آقای موسوی به سوالات بسیاری پاسخ بدهد و اگر نه ، پس یعنی آنها برای حرفهای او تره هم خرد نمی کردند . پس چه بهتر که مشاوره دادنش را به احمدی نژاد ادامه نداد !

- آقای موسوی گفت من وقتی به گیلان و به باغهای چای رفتم متوجه شدم محصولاتشان روی دستشان مانده و وقتی به مازندران رفتم متوجه شدم که دولت در زمان برداشت محصول برنج ، برنج از خارج وارد می کند . یعنی اولا آقای موسوی در تمام این٢٠سال از این مشکلات بی اطلاع بوده و ثانیا این بهترین تبلیغ سفرهای استانی دکتر احمدی نژاد است که تا به میان مردم نروید مشکلات آنها را متوجه نمی شوید . یعنی همان اقدامی که با بیشترین انتقاد و حمله منتقدان رئیس جمهور مواجه شده است !

- آقای موسوی که می گوید من ماشین برای استقبال از خودم نمی فرستم خوب است به خبر همین امروز سایت خودشان (کلمه) دقت کنند که تیترش این است : مبادی حرکت اتوبوسها به مقصد سالن ١٢هزار نفره ورزشگاه آزادی !( در این خبر ٣٣ مسیر برای حرکت اتوبوسهای رایگان برای حضور در مراسم امروز ورزشگاه مزبور به طور دقیق اعلام شده است !).

- آقای موسوی برای همین دو سه اشکال کوچکی هم که از دولت گرفت ، هیچ راه حل و برنامه ای ارائه نداد. اگر از بقال سر کوچه هم می پرسیدند او هم می توانست همین انتقادهای عوام پسندانه را بگوید . در این برنامه تلویزیونی ، فرق مهندس موسوی با مردم عادی کوچه و بازار در انتقاد کردن چه بود ؟

- ایشان به عنوان نامزد ریاست جمهوری هیچ اشاره ای به مسائل کلان کشوری از جمله نوسازی اقتصادی ، هسته ای ، تعامل با کشورهای خارجی و ... نکرد.

- در بحث سیاست خارجی ایشان گفت ما باید قبل از اینکه به فلسطین و لبنان و ... کمک کنیم در داخل قوی بشویم . از طرفی این حرف ضد امنیت ملی را می زد که درباره خلیج فارس بدون اینکه اسمی از آمریکا و اسرائیل بیاورد به "تهدیدات در خلیج فارس" اشاره کرد. این نوعی پالس فرستادن به غربیها نبود؟ این حرف را البته نامزدی می زند که در بودجه پیشنهادی سال 1365 او ، یک ردیف جدی برای "گسترش انقلاب اسلامی" قرار داده بود و آقای خاتمی هم در دفاع از این بند در مجلس فرموده بود : پیغمبر ننشست که مردم به سراغش بیایند او برای مسلمان کردن به سراغشان رفت . بعد هم فرمودند : ما یک دهم پولی که عربستان در کشورهای دیگر خرج می کند ، خرج می کنیم !

- حالا چرا ایشون اینقدر اخم کرده بود ؟ نکنه با خانم رهنورد یا اعضای ستاد آقای کروبی دعوا کرده بود ؟ ایشون واقعا این قدر بد اخلاقه ؟!

-چرا آقای مهندس موسوی در هیچ کدام از انتقادها ، به آمار و ارقام مستند مثل بانک مرکزی یا مرکز پژوهشها استناد نکرد و فقط یک رقم به تولید قند و شکر اشاره کرد که آن هم بر اساس آمارهای مراکز معتبر ، اشتباه بود؟

- تورم دوره احمدی نژاد ، بخشی تورم وارداتی است نه تورم مدیریتی . در حقیقت طی یکی دو سال اخیر ، وضعیت اقتصادی بسیاری از کشورهای جهان بویژه همین کشورهای منطقه که ایشان به آن اشاره کرد ، از وضعیت ثبات چند دهه ای خود خارج شده و کشورهایی که تورم دو سه درصدی داشتند مثل عربستان و کویت و ... به تورم ١٣ درصدی رسیدند . حالا اگر تورم از ١۶ درصد به ٢١تا ۵/٢۴ درصد رسیده این افتخاری برای احمدی نژاد است نه دلیلی برای ضعف او . ضمن اینکه در زمان آقای هاشمی همین تورم مدیریتی بدون تورم وارداتی به حدود ۵٠ درصد رسید و صدای کسی در نیامد!

- درمورد بیکاری آقای موسوی بی انصافی کرد. دولت واقعا برای اشتغالزایی و کاهش تورم زحمت کشیده و رقم مراکز معتبر هم نشان می دهد نرخ بیکاری از حدود٢٠تا ٢۴درصد به زیر ده درصد کاهش یافته است .

- مگر واردات برنج و پرتقال با دولت است ؟ اینها که دست بخش خصوصی است . آقایان هم که مدعی حمایت تام از بخش خصوصی هستند پس اشکالشان چیست ؟

- - انصافا اقتصاد کوپنی صدقه ای محسوب می شود یا اقتصادی که مردمش در سهام کارخانجات و مراکز تولیدی سهیم باشند؟

-امیدوارم آقای موسوی نقدهای خود را در "مناظره" مطرح کند و برنامه های خود را در برنامه های تلویزیونی یکطرفه و سخنرانیها . برای دیدن مناظره ایشان ، لحظه شماری می کنیم.

 در همین زمینه بخوانید:

١- باور بفرمایید که باور نمی کنیم ! ( حسین شریعتمداری - روزنامه کیهان).

٢- باز هم سیاهنمایی به جای بیان برنامه ( حمید رضا بیانی - وبلاگ خبرنگار اصولگرا و رجا نیوز).

٣- اندیشیدن درباره حدیث مورد اشاره میر حسین ( هادی سلیمانی - وبلاگ بحر).

۴- وقتی مهندس ، "اسطوره میر حسین" را له کرد ( سید مصطفی میر محمدی - وبلاگ خاکریزیسم ).

۵-ای کاش صدا و سیما در اختیار میر حسین بود ( روح الله امین آبادی - وبلاگ بسیج جهانی).

۶-استان اراک ! (یادداشتهای میثم رشیدی مهرآبادی).

شنبه ٢ خرداد ۱۳۸۸ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()